مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

دعای عظم البلا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ویژگی یاران امام زمان(عجل الله فرجه الشریف)

معرفت عمیق به خدا و امام خویش

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

«در قلوب آنان (یاران مهدی عج)‌ شكّی به ذات خدا نیست».  (بحارالانوار، ج52، ص307، ح82)

چنان به خداوند معرفت دارند كه ذرّه‌ای تردید و شك در آنان راه ندارد.

در روایتی از امام سجاد علیه السلام در باره با صفات منتظران زمان غیبت نقل شده است:

«آنان كسانی هستند كه به امامت آن بزرگوار اعتقاد دارند» (كمال‌الدین، ج1، ب31، ح2)

این اعتقاد، برخاسته از عقل و درك است. حضرت، در ادامه می‌فرماید:

خداوند متعال، عقل و فهم و معرفتی به آنان داده است كه غیبت نزد آنان، به منزله مشاهده است

تغذیه مناسب در امتحانات

14 دی 1392 توسط گیلان غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه مطالعه:
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم اللهم افتح علینا ابواب رحمتک وانشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الرحمین.

دعای تقویت حافظه:
هر روز پس ازنماز صبح و قبل از تکلم بگو :
یا حی یا قیوم، فلا یقوت شیئا علمه و لا یوده.

صبحانه

از آنجایی كه فاصله بین شام تا صبحانهبین 10 تا 12 ساعت متغیر است، بنابراین صبحانه برای طلاب بسیار مهم است. طفره رفتن از خوردن صبحانه، مخصوصاً به دلیل اضطراب ناشی از امتحان، یكی از مشكلات است اما با تهیه صبحانه ای اشتها برانگیز موفق خواهید شد.

مواد غذایی كه می توانید با آنها صبحانه ای كامل و اشتها آور فراهم كنید، شامل:
نان روغنی: یكی از نان های خوشمزه و انرژی زا است. خوردن مقدار كمی از آن، حداقل تا 40 دقیقه، انرژی مورد نیاز بدن را كاملاً تامین می كند. بنابراین چند نكته نان روغنی به همراه پنیر و گردو، صبحانه ای مقوی و مفید است.
-یك لیوان شیربه همراه دو قاشق عسل یا چند حلقه موز.
-سیب و جوانه گندم به تنهایی صبحانه كاملی است.
-یك كاسه عدسی، همراه كمی كره در آن، صبحانه مفیدی است.
-نان و پنیر به همراه خیار یا گوجه فرنگی و یك استكان چای شیرین، صبحانه ای مفید و انرژی زاست.
- تخم مرغ، منبع كاملی از پروتئین و سایر مواد مورد نیاز بدن است و به هر شكل كه مصرف شود( آب پز، نیمرو، پخته) مفید است و تا مدتی طولانی كودكان را سیر نگه می دارد.

به طور كلی صبحانه ای مفید و مغذی است كه در عین كم حجم بودن، غنی بوده و حداقل 2 تا 3 ساعت انسان را سیر نگه دارد و مهم تر این كه انرژی موردنیاز بدن را تأمین كند.
خوردن صبحانه را فراموش نكنید. معده خالی اجازه تفكر در جلسه امتحان را از انسان می گیرد.


ناهار
- انواع غذاهای دریایی مخصوصاً ماهی، انتخاب بسیار خوبی برای ناهار، خصوصاً در زمان امتحانات است.” فسفر” موجود در ماهی بهترین ماده مغذی برای ” مغز” است. اما متأسفانه اغلب ماهی دوست ندارند و علت آن ” بوی” ماهی است. از این رو، ماهی را طوری بپزید كه بوی آن از بین برود.

- غذاهای سبزی دار، مثل انواع خورشت( كرفس، قورمه سبزی، نعنا، جعفری و…) خوراك مرغ به همراه هویج، كلم و… غذاهای مفید و عالی برای هستند.

- از پختن غذاهای پرحجم مثل آبگوشت در دوران امتحانات بپرهیزید. این قبیل غذاها، حجم معده را افزوده و احساس خواب، سستی و نفخ شدید را ایجاد می كنند. این قبیل غذاها، حداقل 4 تا 5 ساعت زمان لازم دارند تا كمی هضم شوند .
- سالاد، سبزی خوردن، ماست و… مواد غذایی خوبی برای تحریك اشتها هستند. آنها را فراموش نكنید.



عصرانه
پس از صرف ناهار و اندكی استراحت، كودكان و حتی بزرگسالان، نیاز به تجدید نیرو دارند. این مسأله مخصوصاً در دوران امتحان، نمود بیشتری دارد.” مغز” به عنوان فرمانده بدن، هر چند ساعت یك بار نیاز به تجدید قوا دارد و این زمانی مهم تر جلوه می كند كه از مغز كار بیشتری طلب كنیم. اما یك عصرانه خوب چیست و چه ویژگی هایی دارد.
- از بین خوراكی ها، آنهایی را كه مفیدترند، در راس برنامه عصرانه قرار بدهید.
- خرید خوراكی های مفیدی چون انواع آجیل های خام، انواع میوه، شیر با طعم های مختلف( اگر در منزل شیر با میوه ها مخلوط شود بهتر است) و… را فراموش نكنید.

توجه كنید؛ از آنجایی كه اوج ساعت های مفید درس خواندن و مرور مطالب برای امتحان روز بعد، بین ساعت 5 عصر تا 9 شب است، بنابراین در این فاصله، هر یك ساعت تا یك ساعت و نیم، یك بار خوراكی مفیدی میل فرمایید.

شام
اگر چه پزشكان، عقیده به حذف شام از برنامه غذایی خانواده دارند، اما در زمان امتحان، كمی باید این رژیم تغییر كند. اگر قبلاً شام بسیار سبكی تهیه می دیدید، بهتر است این یكی، دو هفته برنامه را كمی تغییر دهید.


- اگر عصرانه كافی خورده اید و میلی به شام ندارید، در خوردن شام اصرار نكنید. شاید پرخوری، باعث ناراحتی شده ودر اثر ناراحتی ناشی از پرخوری فردا نتوانید سرجلسه حاضر شوید.
- جگر، دل و قلوه، یك كاسه سوپ و غذاهایی از این دست، اگر چه كم حجم اند، اما مفید و مقوی اند.
- به جای شام از تنقلات بی فایده مثل چیپس و پفك، شكلات و… استفاده نكند.
- برنامه غذایی برای وعده شام را زیاد تغییر ندهید، بلكه بكوشید تا از غذاهای مقوی و كم حجم استفاده كنید.

نكته آخر
شب امتحان با شب های دیگر فرقی ندارد. هیجان را كنار بگذارید( اگرچه سخت است، ولی سعی كنید)، خوب بخوابید، به قدر كافی تغذیه كنید، از خوردن تنقلات غیرمفید و احتمالاً بیماری زا بپرهیزید،
و به یاد داشته باشید كه با توكل به خدا موفق خواهید شد.

نویسنده: طوئه نوری









 نظر دهید »

قیام کربلا و بالا بردن معدل بشریت

05 دی 1392 توسط گیلان غرب

 

تندن انديشمند هندي:


قيام کربلا معدل بشريت را بالا برد و سطح آن را ارتقا بخشيد.

 نظر دهید »

پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي که داشت موجب شگفتي من است.

05 دی 1392 توسط گیلان غرب

 

توماس کارلايل، دانشمند بزرگ انگليسي:


بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق

عددي در جايي که حق و باطل روبرو مي شوند اهميت ندارد. پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي که داشت موجب شگفتي من است.

 نظر دهید »

حالات همراه کشف

30 آذر 1392 توسط گیلان غرب

 

حالات همراه کشف


مکاشفه قرین حالاتی است و یک سلسله ویژگی های نفسانی را به همراه خود می آورد . البته ممکن است برخی مراتب کشف، واجد برخی حالات باشند; لذا آنچه محل کلام است، این است که این حالات، کشف را به طور کلی همراهی می کنند و می توانند از علایم مشخصه و ممیزه آن محسوب گردند .
این حالات، انواع مختلفی دارند که به چند نوع از آنها اشاره می شود:


یکم: حیرت


یکی از علایم کشف، تحیر است . صاحب کشف المحجوب می گوید:
علامت مکاشفه، دوام تحیر اندر کنه عظمت [است . (74)
خواجه عبد الله انصاری حیرت را تحت عنوان «دهشت » مطرح کرده، چنین تعریف می کند:
دهشت یا حیرت، بهتی است که به انسان به هنگام مشاهده امر عظیمی به طور ناگهانی دست می دهد و عقل را مغلوب خود می سازد . (75)
بوعلی نیز به همراهی حیرت با خلسات تاکید دارد . (76) خواجه مثالی را که برای این بحث ارائه می دهد، شهود است و این دلالتی روشن بر مقارنت کشف و حالت دهشت و تحیر دارد . وی حتی یکی از مراتب دهشت را کشف می داند . این حالت اگر دوام و بقای بیشتری داشته باشد، به آن «هیمان » اطلاق می گردد . (77)
شاید بتوان گفت که از جمله دلایلی که عارفان، به علم به دیده دیگر می نگرند این است که «حیرت » را برتر از «علم » نشانده اند . نقش اصلی فلسفه و علم، حیرت زدایی است; در حالی که تحیر برای عارف مقصد است . آن که متحیر ماندن در راز عالم را می پسندد، دیگر چندان دل به علم نمی سپارد . (78) «سبب دانی » و پاسخ به چرایی ها که در علم مطرح است، موجب زوال حیرت است; اما همین تحیر است که برگه ورود به حضرت ربوبی تلقی می شود:
از سبب دانی شود کم حیرتت
حیرت تو ره دهد در حضرتت (79)


دوم: سکر


یکی از حالات قلبی که با کشف همراه است، سکر است:
و السکر لا یکون الا لاصحاب المواجید، فاذا کوشف العبد بصفة الجمال، حصل السکر و طربت الروح و هام القلب . و فی السکر الناشی عن کشف الجمال قالوا:
فصحوک عن لفظی هو الوصل کله
و سکرک من لحظی یبیح لک الشربا
فما مل ء ساقیها و ما مل ء شارب
عقار لحاظ کاسه یسکر اللبا (80)
محیی الدین تمام این حالات را از جمله آثار مشاهده بر می شمارد . (81)
از گفته های قاضی همدانی چنین برمی آید که گاه به فاصله یک ماه در حالت سکر و بی خودی بوده است:
دریغا در این جنت قدس که گفتم یک ماه این بیچاره را بداشتند، چنان که خلق پنداشتند مرا موت شده است . پس به اکرامی تمام مرا به مقامی فرستادند که مدتی دیگر در آن مقام بودم . در این مقام دوم ذنبی از من در وجود آمد که به عقوبت آن گناه، روزگاری چند بینی که من از بهر این ذنب کشته شوم . (82)
خواجه عبد الله انصاری ضمن اشاره به آیه قال رب ارنی انظر الیک در تعریف سکر، به نکته ای اشاره می کند که اگر «طرب » بر محب استیلا یابد، صبرش زایل خواهد شد . (83)
سکر، سقوط صبر است که اگر موسی (ع) را فرا نگرفته بود، هرگز از رؤیتی که ممکن نبود، سؤال نمی کرد . عاشق سکران به خاطر شدت وجد و مشغولیت با محبوب، تحمل خبری را که حاکی از حجاب است ندارد . این بی تحملی و بی طاقتی و غرق شدن در لجه دریای شوق، حالتی را به نام «سکر» پدید می آورد .


سوم: ذوق


و من جملة ما یجری فی کلامهم، الذوق و الشرب; و یعبرون بذلک عما یجدونه من ثمرات التجلی و نتائج الکشوف و بواده الواردات و اول ذلک، الذوق، ثم الشرب، ثم الارتواء . (84)
ذوق، چشیدن است، صوفیه معتقدند که درک حضور و لذت حاصل از تجلیات و مکاشفات، «ذوق » است، شوق و انجذاب، پس از چشیدن می آید . چشیدن «ذوق » است; و اگر ادامه یافت، به آن «شرب » ; و اگر پر شد به آن «ری » اطلاق می شود .
آنچه از ذوق دست می دهد، «تساکر» و آنچه از شرب حاصل می آید، «سکر» می باشد; چنان که حالت صحو به دنبال «ری » خواهد آمد .
ابن سینا به «عنین » مثال می زند; از آن جا که عنین فاقد لذت جنسی می باشد، لذت آن را نچشیده است و هر مقداری از آن لذت برای او توصیف شود، نخواهد چشید و شوق و اشتیاقی در او ایجاد نمی شود . سخنان عرفا را درباره می و شراب در همین رابطه می توان ارزیابی کرد .


چهارم: شوق


از جمله حالاتی که مقارن کشف و لقا پدید می آید، شوق است . به تعبیر استاد قشیری:
الشوق اهتیاج القلوب الی لقاء المحجوب; و علی قدر المحبة یکون الشوق . (85)
چنان که در مباحث قبل نیز دیدیم، پیوستگی شوق و کشف، تا حدی است که صوفیه نخست، بحث کشف و شهود را ضمن مقام شوق مطرح می کردند .
سالک آنگاه که به لقای محبوب نایل آید، قلب او مملو از شوق و هیجان خواهد شد . میزان شوق، تابع میزان محبت و کشف است .
عرفا شوق را از اشتیاق تمیز داده اند . شوق با لقا و رؤیت، به سکون می رسد; بر خلاف اشتیاق که شهود محبوب، آن را زایل نمی سازد:
ما یرجع الطرف عنه عند رؤیته
حتی یعود الیه الطرف مشتاقا
در احوال ابو الحسین انصاری نوشته اند:
در خواب دید گویا قیامت بر پا شده و; شخصی زیر عرش الهی قائم است . جناب حق از ملائکه پرسید: این کیست؟ فقالوا الله اعلم . فقال: هذا معروف الکرخی; سکر من حبی، فلا یفیق الا بلقائی . (86)
از آن جا که حالت سکر به القا پایان می یابد، مراد از این حالت، همان شوق می باشد .


پنجم: وجد


تواجد، وجد و وجود، از جمله آثار کشف و شهود عرفا می باشند . (87) کشفی که به طور دفعی و ناگهانی حاصل می آید و سالک را به خود مشغول می دارد، حالت وجد را در پی خواهد داشت . وجد، شعله ای نورانی است که بعد از کشف پدید آمده و همراه نوعی قلق و اضطراب است . (88) عرفا آغاز این حالت را تواجد، پایان آن را وجود، و وجد را حد وسط می دانند; مثل این که کسی شاهد دریا باشد، یا دریانوردی کند، یا در دریا غرق گردد .
ابن سینا نیز «خلسه » و «وقت » را مقارن دو وجد می داند: وجدی پیش از آن، و وجدی بعد از آن; زیرا اولی، معلول عدم وصال است و دومی به دلیل زوال وصال . (89)
ابن عربی مشاهده و کلام را غیر قابل جمع می داند; زیرا شهود، همراه با درک و فهم و حضور است; اما کلام، با غیبت مقارنت دارد . استثنایی که وی بر این امر ذکر می کند، مقام شهاب الدین سهروردی است; از آن جا که شهاب الدین در تجلی برزخی به سر می برد، می توانست کلام و شهود را با یکدیگر واجد باشد . محیی الدین بعد از این ادامه می دهد که لذت شهود از لذت کلام بهتر و ملایم تر است .


ششم: عشق


از جمله همراهان مکاشفه و مشاهده، محبت و عشق است . کشف مهیج، عشق و عشق مشوش، کشف است . زیبایی معشوق، عاشق را به سوی خود می کشاند و او را به وصال می رساند . دل اگر به قرب، دیده جان باز کند و کشف صفات و شهود ذات حاصل آید، غذای عشق در کام خویش فزونی داده و جان خود را از خود مجرد ساخته است .
عشق اگر هست، عشق دیگری باید تا او را از میدان به در کند . نشستن خدا در دل و حب ورزیدن به او، عشق به غیر او را که سرچشمه همه رذایل است، خواهد زدود و این نکته مهمی است که باید به آن توجه داشت . دل بستگی انسان به چیزی، جز با دل بستگی دیگر بیرون نمی رود .
دیو بر دنیا است عاشق، کور و کر
عشق را عشق دگر برد مگر (90)
به هر تقدیر، همراهی و مقارنت عشق و محبت با شهود و کشف، از مسلمات عرفان است و عارفان بر این امر تاکید دارند . (91)


هفتم: یقین


از جمله ویژگی های بارز کشف آن است که علم یقینی پدید می آورد . عرفا، هم یکی از مراتب یقین را کشف شمرده اند، و هم برخی از درجات کشف را یقین تلقی نموده اند که این امر گواهی روشن بر مدعا است .
ابن عربی بعد از آن که راه وصول به علم الله را دو طریق کشف و فکر می داند، درباره راه نخست می گوید: کشف، علمی ضروری به انسان می دهد و انسانی که واجد کشف می شود، نزد خود می یابد که این علم قابل شک و شبهه نیست:
الطریق الواحدة، طریق الکشف; و هو علم ضروری یحصل عند الکشف، یجده الانسان فی نفسه، لایقبل معه شبهة و لا یقدر علی دفعه . (92)
من یقین دانم که عین حکمت است
لیک مقصودم عیان و رؤیت است
آن یقین می گویدم خاموش کن
حرص رؤیت گویدم: نه، جوش کن
مر ملائک را نمودی سر خویش
کین چنین نوشی همی ارزد به نیش (93)
و اعلم: ان المکاشفة فی کلامهم عبارة عن ظهور الشی ء للقلب باستیلاء ذکره من غیر بقاء للریب . (94)
یقین، این کالای کمیاب، چندان سهل و دست یافتنی نیست: و ما من شی ء اعز من الیقین . (95) و ما قسم فی الناس شی ء اقل من الیقین . (96)
یقین و قطعیت، تنها با سلوک معنوی و پیمودن طریق کشف و شهود، دست یافتنی است . هیچ فیلسوفی نتوانسته است در پیروان خویش، آن روح جسارت و شجاعتی را بدمد که انبیا در رهروان خویش دمیده اند . یقین نبوی و قطعیت کشفی، چنان شجاعت و جسارت مثبتی به انسان می دهد که هرگز فلسفه و منطق و هیچ چیز دیگری، نمی تواند جانشین آن باشد .
کشف وحیانی منشا زایش یقین، و یقین منشا تولید بعثت است . یقین دینی زاییده کشف و کشف، محصول سلوک حبی است . هر کجا عشقی است، یقین باشد و هر جا یقینی باشد، از عشق می توان سراغی گرفت .
نکته دیگر این که حالت یقین - که در این جا از آن سخن به میان آمد - در واقع نتیجه نخستین ویژگی کشف و شهود است:
قال الجنید: الیقین ارتفاع الریب من مشهد الغیب . (97)
به عبارت دیگر، علمی که در آن حجاب و مانعی نباشد، طبعا عالم را با ذات معلوم مواجه می کند .
کشف، علمی است که در آن مکشوف با تمام قامت، نقاب از رخساره برگرفته، و خود را هویدا می کند و برای صاحب کشف، بی هیچ حجابی، آفتابی می سازد . علمی که در آن حجاب نباشد و از جانب عالم و معلوم هیچ واسطه ای در میان نباشد، طبعا هیچ شبهه ای را بر نمی تابد; لذا علوم کشفی، قطعی و یقینی اند .
تا بدین جا حالات مختلفی که اهل کشف و شهود را همراهی می کردند، بر شمردیم; اما مسئله به همین جا ختم نمی شود . عارفان دارای حالات متعدد و متنوعی هستند . بوعلی به بهترین نحو ممکن، کمالات و حالات اهل سلوک را تحریر کرده است که مناسب است به بخشی از گفته های او اشاره شود:
العارف هش بش بسام یبجل الصغیر من تواضعه کما یبجل الکبیر، و ینبسط من الخامل مثل ما ینبسط من النبیه; و کیف لا یهش و هو فرحان بالحق و بکل شی ء; فانه یری فیه الحق; و کیف لا یستوی و الجمیع عنده سواسیة; اهل الرحمة قد شغلوا بالباطل . (98)
عارف، خوش رو و بسیار اهل تبسم است; عارف متواضع و اهل فرح است . هیچ عامل درونی و بیرونی عارف را از یاد حق غافل نمی کند . عارف اهل تجسس و تحسس نیست و هنگام مشاهده منکر، غضب بر او غالب نمی شود; زیرا به سر الهی در قدر مستبصر شده است . عارف در امر به معروف، اهل رفق و مدارا است . نسیان حقد، عفو ذنب و شجاعت - از ویژگی های بارز اهل کشف و شجاعت - جز با غلبه بر هوای نفس حاصل نمی شود; که: اشجع الناس من غلب هواه . (99)


در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی (100)


از تمام مطالب گذشته والاتر و بالاتر، کلام امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ها و حکمت های مختلف، به ویژه خطبة «متقین » است; آن جا که فرمود:
اهل تقوا سخنشان صواب، جامه ایشان میانه و روششان فروتنی است و … . (101)
حاصل آن که عارفان راستین، حیاتی دگر و متفاوت دارند که به زعم و پندار انسان های عادی نیاید .


کتاب نامه


قرآن کریم .
1 . آداب الصلاة، امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، 1378 ش .
2 . اثولوجیا، فلوطین، قم، انتشارات بیدار، 1413 ق .
3 . اسرار الشریعة و الطریقة و انوار الحقیقه، سیدحیدر آملی، تصحیح محمد خواجوی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1362 ش .
4 . الاشارات والتنبیهات، حسین عبدالله بن سینا، دفتر نشر کتاب، 1403 ق .
5 . الانسان الکامل، عزیزالدین نسفی، تصحیح ماژیران موله، انتشارات کتابخانه طهوری، چاپ سوم .
6 . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم .
7 . تفسیر سوره حمد، امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم، 1378 ش .
8 . تمهیدات، ابوالمعالی عین القضاة، تصحیح عفیف عسیران، تهران، کتابخانه منوچهری .
9 . جامع الاسرار و منبع الانوار، سیدحیدر آملی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1368 ش .
10 . رسائل ابن عربی، محیی الدین ابن عربی، بیروت، دار احیاء التراث العربی .
11 . رسائل مجذوبیه، محمدجعفر کبودر آهنگی، تصحیح حامد ناجی اصفهانی، تهران، حقیقت .
12 . الرسالة القشیریه، ابوالقاسم عبدالکریم قشیری، تحقیق علی عبدالحمید ابوالخیر، بیروت، دارالخیر، 1995 م .
13 . روشنایی نامه (آثار ناصرخسرو، سفرنامه به انضمام روشنایی نامه و سعادت نامه)، ناصرخسرو قبادیانی، برلین، 1341 ش .
14 . شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1377 ش .
15 . شرح دعای سحر، امام خمینی، ترجمه سیداحمد فهری، نهضت زنان مسلمان .
16 . شرح فصوص الحکم، داود قیصری، قم، انتشارات بیدار، 1370 ش .
17 . شرح منازل السائرین، عبدالرزاق کاشانی، قم، انتشارات بیدار .
18 . صوفیسم و تائوئیسم، توشیهیکو ایزوتسو، ترجمه محمدجواد گوهری، تهران، روزنه، 1378 ش .
19 . الطواسین، حسین بن حلاج، دارالکتب الدین، 1987 م .
20 . عبهر العاشقین، روزبهان بقلی شیرازی، به اهتمام هانری کربن و محمد معین، تهران و پاریس، 1369 ش .
21 . الفتوحات المکیه، محیی الدین ابن عربی، بیروت، داراحیاء التراث العربی .
22 . الفکوک، صدرالدین قونوی، ضمیمه شرح منازل السائرین .
23 . الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1367 ش .
24 . کشف المحجوب، ابوالحسن هجویری، تصحیح و . ژوکوفسکی، تهران، کتابخانه طهوری، 1399 ق .
25 . اللمع فی التصوف، ابونصر سراج طوسی، تحقیق عبدالحلیم محمود و طه عبدالباقی مسرور، مصر، دارالکتب الحدیث، 1960 م .
26 . مثنوی معنوی، جلال الدین محمد مولوی، تصحیح نیکلسون، انتشارات پژوهش، چاپ دوم، 1374 ش .
27 . محیی الدین ابن عربی چهره برجسته عرفان اسلامی، محسن جهانگیری، تهران، دانشگاه تهران، 1375 ش .
28 . مرصاد العباد، نجم الدین رازی، به اهتمام محمدامین ریاحی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1365 ش .
29 . مشارق انوار الغیوب، عبدالرحمان انصاری، تحقیق هلموت ریتر، دارصادر، 1959 م .
30 . مصباح الانس، محمد بن حمزة بن فناری، تهران، انتشارات فجر، 1363 ش .
31 . مصباح الهدایة الی الخلافة والولایه، امام خمینی، ترجمه سیداحمد فهری، تهران، 1360 ش .
32 . منازل السائرین، خواجه عبدالله انصاری، چاپ قاهره .
33 . نص النصوص، سیدحیدر آملی، تصحیح هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران، توس، 1378 ش .
34 . نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، عبدالرحمان جامی، تصحیح ویلیام چیتیک، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1370 ش .
35 . نهج البلاغه، صبحی صالح، انتشارات هجرت، 1395 ق .
36 . الیواقیت والجواهر، عبدالوهاب الشعرانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1418 ق .
پی نوشت:
1) اللمع، ص 412 - 422 .
2) سر الصلاة، ص 52 .
3) الرسالة القشیریه، ص 86 .
4) فتوحات مکیه، ج 2، ص 131 - 132 .
5) سر الصلاة، ص 54 .
6) منازل السائرین، ص 222 - 224 .
(7 از این جا به دست می آید که قبل از محیی الدین هم عالم عین به عنوان حضرت علمی الهی مطرح بوده است و اصطلاح «عین » را پیش از ابن عربی، در کلمات خواجه عبدالله انصاری می توان یافت . به عبارت دیگر، این که محیی الدین را مبتکر این مطلب واین اصطلاح بدانیم صواب نیست . (ر . ک: محیی الدین ابن عربی چهره برجسته عرفان اسلامی، ص 371(
8) منازل السائرین، ص 224 - 226 .
9) همان، ص 227 - 229 .
10) همان، ص 154 - 157 .
11) همان، ص 145 - 149 .
12) همان، ص 183 .
13) همان، ص 142 - 145 .
14) همان، ص 242 .
15) مرصاد العباد، ص 310 - 315 .
16) فتوحات مکیه، ج 2، ص 496 - 498 .
17) همان، ج 2، ص 389 .
18) همان، ص 392 .
19) همان، ص 480 .
20) همان، ص 537 .
21) همان، ص 540 .
22) تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص 46 .
23) مصباح الهدایه، ص 172 .
24) شرح فصوص الحکم، قیصری، مقدمه، ص 33 - 135 و نیز ر . ک: جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 462 - 472; منازل السائرین، ص 222 - 224; مصباح الهدایه، ص 196 - 198 .
25) حج (22): 46 .
26) انعام (6): 75 .
27) مصباح الهدایه، ص 117; شرح چهل حدیث، ص 85; آداب الصلاة، ص 161 .
28) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 278 .
29) مصباح الهدایه، ص 29 .
30) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 171 - 173 .
31) جاثیه (45): 23 - 25 .
32) مطففین (83): 14 .
33) زلزله (99): 7 - 8 .
34) آل عمران (3): 30 .
35) توبه (9): 93 .
36) بقره (2): 7 .
37) محمد (47): 24 .
38) اسراء (17): 72 .
39) به نقل از: جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 58 .
40) نهج البلاغه، خطبه 37 .
41) همان، خطبه 45 .
42) مقدمه شرح قیصری، ص 33; شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 132 .
43) منازل السائرین، ص 242 .
44) فتوحات مکیه، ج 2، ص 65 .
45) ق (50): 22 .
46) مصباح الهدایه، ص 135 .
47) فتوحات مکیه، ج 4، ص 18 .
48) کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج 2، ص 1394 .
49) همان، ج 1، ص 1312; فتوحات مکیه، ج 3، ص 88 . لاهوت نزد صوفیه، مقام ذات است و در اصل «لا هو الا هو» بوده است .
50) الطواسین، ص 130 .
51) فتوحات مکیه، ج 1، ص 216 .
52) همان، ص 379 .
53) همان، ص 118 .
54) شرح فصوص الحکم، فص آدمی، ص 49 .
55) همان، ص 56; فتوحات مکیه، ج 2، ص 396 .
56) شرح فصوص الحکم، فص آدمی، ص 48; رسائل ابن عربی، ج 2، ص 153 .
57) فتوحات مکیه، ج 1، ص 153 .
58) همان، ص 119; رسائل ابن عربی، ج 2، ص 396; نقش الفصوص، ص 2 .
59) فصوص الحکم، فص آدمی ص 50 .
60) اسراء (17): 85 .
61) کشف المحجوب، ص 335 .
62) به نقل از: مرصاد العباد، ص 101 - 110 .
63) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 270; آداب الصلاة، ص 138 .
64) حشر (59): 16 .
65) اعراف (7): 182 .
66) تین (95): 4 .
67) ابراهیم (14): 5 .
68) عصر (103): 1 - 3 .
69) بقره (2): 261 .
70) حجر (15): 29; ص (38): 72 .
71) منازل السائرین، ص 17 .
72) اشارات، ج 3، ص 378 .
73) هود (11): 1 .
74) کشف المحجوب، ص 487 .
75) منازل السائرین، ص 185 .
76) اشارات، ج 3، ص 385 .
77) منازل السائرین، ص 187 .
78) مصباح الهدایه، ص 113 .
79) مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت 795 .
80) الرسالة القشیریه، ص 71 .
81) فتوحات مکیه، ج 1، ص 649 .
82) تمهیدات، ص 231 - 232 .
83) منازل السائرین، ص 237 - 239 .
84) الرسالة القشیریه، ص 72 .
85) همان، ص 329 .
86) همان، ص 331 .
87) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 41 .
88) سر الصلاة، ص 52 .
89) همان، ص 139 .
90) مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت 291 .
91) رسائل مجذوبیه، ص 21 - 27; مشارق انوار الغیوب، ص 35 - 38 .
92) فتوحات مکیه، ج 1، ص 319 .
93) مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابیات 1820 - 1823 .
94) الرسالة القشیریه، ص 180 .
95) کافی، باب فضل الایمان، ح 1 .
96) همان، ح 2 .
97) الرسالة القشیریه، ص 181 .
98) اشارات، ج 3، ص 391 .
99) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 16 .
100) دیوان حافظ، غزل 449 .
101) نهج البلاغه، خطبه 193 .

منبع:
http://www.hawzah.net



 1 نظر

شعر کردی با موضوع: نقش حوزه ها در اصلاح الگوی مصرف. با برگردان فارسی

29 آذر 1392 توسط گیلان غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

(شعر کردی)

شاعر: زهرا محمودیان مدرسه علمیه الزهراء (سلام الله علیها) گیلانغرب

موضوع: نقش حوزه ها در اصلاح الگوی مصرف

اه وسا ها یادِم، بریز بِپاش بیو

هه فته ی هه فت روژی، خورشت و آش بیو

سِفره مان هه فت ره نگ، ته فریمان وه جا

دوره مهمانی، هه ر شه و بیو وه پا

مسافره تِم، شُمالو کیش بیو

گه ردِ فه قیریل، زووانم نیش بیو

به خشش نه یاشتم، وه دار دنیا

کامل غافل بیوم، وه یادِ خودا

خیالم یه بیو، دنیا هه مِنم

توه نم صه د نه فه ر، وه پیول بسینم

خوانه ندی عه زیز، سه رد نایده ژان

قصیه ی دِله گه م، نیه شارِم لیدان

هی داد یه ی روژی، یه کی دا وه ده ر

خوه شی چه ن ساله م، گِشتی چی وه سه ر

اه وسا حس کردم، مالم ها خه طه ر

چمان آگر بیو، گِشتی گِرده وه ر

فه قرو به د به ختی،ده رانی مِن گِرد

مالو ثِروه تو، سِفری ره نگ ره نگ بِرد

دلم پِر خه مو، خوصو پژاره

ناله م گرد وه ده س، اِی به ختو چاره

پایته خت نشین بیوم،وه گوشی تهران

بان گردمو وه ر ،رو وه شه هرستان

وه ناو اتوبوس نِزِی ده نگی هات

وه ت خانم توه نم، بِنیشِم وه لاد

وه تِم بِفه رما ،خویشکه خاصه گه م

پاد بِنه وه بان، دیده ی راسه گه م

پوشیده و مومن ،ره نگ پوس سه وزه

سؤال لی پرسیم،وه ت هامه حه وزه

وه تم حه وزه چه س،کارِدان چیونه

وه ت جای قورآنو، اصولِ دینه

له وساته سِفره ی دلم وا کردم

خه مو خوصه یلم گِشتی ناو بردم

وه تِم به ره که ت، وه مالِم نه مه ن

خوه شی چه ن ساله م، خودا وه لیم سه ن

دوه ته وه ت خانِم، که می فِکرو که

اشتِبایل خوه د، وه یاده و نه وه

استغفار بِکه، خودا به خشه نده س

خوصه و نه داری، گِشت کارِ به نده س

باوگِم هه ر روژ وه ت، خوه زیو وه اه وسا

گِشتی خوه ش بیومن، وه سایه ی خودا

زندگی ساده و، صه میمی داشتیم

له خه مو خوصه، خه وه ر نه یاشتیم

گِشت قه ومو عه شره ت، هه وای یه ک داشتِن

فه قیرو غه نی، فه رقی نه یاشتن

غه ذامان سالِم، لِباسیل ساده

که س نیو وه فکرِ، تیپو اِفاده

پوشِشو حجاب، وه ریو اُصول بیو

ریشه ی گِشت کاریل، دین ره سول بیو

اه وسا مهمانی، ناو دیوه خان بیو

ژِن مال ناوی، فه ره گِران بیو

کاشکا آلگه ردی، ره سمِ زه مانه

له وه ختی اُپن، بیو آشپه زخانه

خانِم بی چادِر، آسین داسه بان

غه ذای هه فت ره نگ که ی، وه مه یلِ مهمان

الان اِنتظارِ مه ردِم ها له بان

ژِن ساپُرت وه پا، مالیل مبلمان

دوه ته وه ت خانِم، الان وه ض چیو نه

گِشت هانه فِکرِ، تیپو خه زینه

فه ره اِرام وه ت، وه خُمسو زه کات

وه ت اه ر پرداخت نه و، مالِد چو وه باد

وه ختی فکر کِردم، دیم قصیه ی راسه

هه ر چی وه پیم هات، گِشتی قِصاصه

وه تِم خویشکه گه م، چاره ی ده ردِم چه س

تِرا وه خودا، وه دادِم بِره س

وه ت خانِم خودا، خوه ی اه مر کِردیه

هه ر که س صه بر داشتو، خودا که سیه

له وه ختِ سه ختی، صه بری بِکه پا

تا ده س گیرد بو، وه هه ر دو دِنیا

له ناو اِی دِنیا، قِناعت داشتو

دووری له اصراف، وه یادِد نه چو

اصلاحِ مه صره ف، اُلگو کارِد بو

تا رِزقو روزی، وه مالِد نه چو

مِنو اه و دوه ته، بیومن صه میمی

جورِ دِ دوسِ، فه ره قه دیمی

خواننده ی عه زیز، دِنیاد بو آباد

ره سیم وه مه قصد، بِنیشین وه شاد

 

برگردان شعر به فارسی:

یادمه قدیم ها ریخت و پاش زیاد بود

هفت روز هفته غذا پلو وخورش بود

سفره هامان هفت رنگ و تفریحاتمان برقرار بود

هر شب بساط مهمانی های بزرگ برپا می شد

همیشه به شمال کشور و کیش مسافرت می کردم

با انسان های فقیر و تهی دست به تندی رفتار می کردم

در زندگی هیچ وقت انفاق و بخشش نداشتم

کاملاً از یاد خدا غافل بودم0(زخرف آیه 38)

تصور می کردم دنیا فقط مال من است(مغرور بودم)

فکر می کردم با ثروتی که دارم، می توانم انسان ها را به بندگی خود در آورم

خواننده ی عزیز سرتان را به درد نیاورم

حرف دلم را از شما مخفی نمی کنم

افسوس،در روزی از روزها انگار درِ خانه ی ما به صدا در آمد

خوشی های چندین ساله ام را با خود برد

آن زمان احساس کردم مال و ثروتم به خطر افتاده

همانند آتشی که جایی را احاطه کند، تمام مال واموالم از بین رفت(سوره طه آیه127)

فقر و بد بختی زندگی مرا فرا گرفت

دیگرخبری از مال و ثروت و سُفره های رنگارنگ نبود

دلم پر از غم و غصه و ناراحتی بود

از دست بخت و اقبالی که داشتم ناله می کردم

آن زمان در تهران بزرگ زندگی می کردم

به خاطرشرایط سخت اقتصادی به شهرستان آمدم

در داخل اتوبوس صدای آرامی آمد

گفت:خانم می توانم کنار شما بنشینم

گفتم:بفرما خواهر خوبم

پایت را بر روی چشم راستم بگذار(بر دیده گانم منت گذار)

رنگ پوستش سبزه بود و حجاب کاملش توجهم را جلب کرد

از او سؤال پرسیدم؛ گفت: حوزوی هستم

گفتم: حوزه چگونه جایی است؟ و شما درآ نجا به چه کاری مشغول هستید؟

گفت: حوزه ی علمیه محل آموزش قرآن و تعلیم و تعلم اصول دین است

در آن لحظه با او درد دل کردم

همه ی غم و غصه هایم را برایش گفتم

گفتم: برکت در مال و زندگی ام نمانده است

خوشی های چندین ساله ام را خداوند ازمن گرفت

آن دختر گفت: خانم کمی به گذشته ات فکر کن

خطاها و کم کاریهایت را فراموش نکن(سوره توبه آیه 51 وسوره مائده آیه 39)

توبه و استغفار کن چون خداوند بخشنده است و توبه را می پذیرد

غصه و عذاب انسانها به اعمال خودشان بر می گردد

پدرم همیشه حسرت گذشته را می خورد و می گوید

همه ما در سایه ی لطف خداوند خوشحال بودیم

زندگی ما ساده و صمیمی بود

در زندگی ما از غم وغصه خبری نبود

همه ی افراد قوم وخویش هوای همدیگر را داشتند

افراد فقیر وثروتمند در بین مردم از یک احترام برخوردار بودند

غذای سالم میخوردیم ولباسهایمان ساده بود

کسی به فکر مدل لباس وچشم وهم چشمی نبود

نحوه لباس پوشیدنمان طبق اصول دین بود

پایه و اساس تمام کارهایمان دین رسول اکرم بود

در قدیم مهمانی ها در اتاق مخصوصی برگذار می شد(برای رعایت حفظ حرمت زن و مخفی بودن او از نگاه نامحرم اتاقهایی جداگانه برای پذیرایی از مردان وزنان وجود داشت)(سوره نور آیه 31)

زن خانه از احترام خاصی برخوردار بود

ای کاش رسم زمانه باز هم به گذشته بر می گشت

از وقتی آشپزخانه ها را اُپن کرده انداز احترام زنان کاسته شده است

خانم ها بدون چادر درآشپزخانه های اُپن مقابل دید مهمان آستینها را بالا می زنند (مهمان نا محرم)

وبه طبخ غذاهای هفت رنگ مطابق میل مهمان می پردازند(سوره اعراف آیه 31)

مردم بسیار پر توقع شده ودر مقابل نعمت های خداوند ناشکرهستند

زنان لباسهای تنگ و بدن نمامی پوشند و خانه ها مبلمان شده اند

دختره می گفت: خانم الان اوضاع زندگی چه جورشده است

همه به فکرتغییر مد وجمع کردن مال بیشتر هستند

خیلی برایم از شرایط خمس وزکات گفت

وگفت اگرپرداخت نشود مال مخلوط به حرام وتباه می شود

وقتی که به حرفهایش خوب فکر کردم متوجه شدم که تمام حرفهایش حقیقت دارد

همه ی اتفاق هایی که برایم افتاده است تاوان کارهای گذشته ام بود

پس به او گفتم خواهر خوبم چاره ی کارم چیست

تو را به خدا به من کمک کن(راهی جلوی پایم قرار بده)

دختره گفت:خانم خداوند خودش فرموده است

هرکس صبرپیشه کند خداوند برایش کافیست

هنگام سختی ومشکلات صبر پیشه کن

تادرهردو جهان تورا یاری کند(سوره بقره آیه153)(شوری آیه 43)

در این دنیا قناعت پیشه کن

از اسراف دوری کن (سوره آل عمران آیه104)

اصلاح الگوی مصرف را رعایت کن

تا رزق وروزیت زیاد شود

من وآن دختر با هم صمیمی شدیم

همانند دو دوست که سالهاست باهم آشنا هستند

خواننده عزیز دنیایت آباد شود

به مقصد رسیدیم، انشاالله همیشه شاد باشید

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 19
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 60
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • شناخت بهایت
  • فاطمیه
  • کتابشناسی
  • شهدا
  • رهبرم سیدعلی
  • مهدویت
  • وهابیت
  • پاورپوینتهای زیبا و جذادب
  • عشق بازی ...
  • فراخوان مسابقات
  • زن گوهر آفرینش
  • طب اسلامی
  • انتخابات ریاست جمهوری92
  • وضعیت سفید نیست.
  • صهیونیزم؛ دشمن نامرئی جهان
  • شکر منعم
  • جاهلستان
  • پاورپوینتهای آثار شهید مطهری
  • عرفان واقعی
  • داستانهای عارفانه در آثار علامه حسن زاده
  • امام موسی صدر
  • کوثر ایران
  • امام رئوف
  • تلنگر
  • خاطرات تبلیغ
  • حضرت امام خمینی(ره)
  • ذکر ایام
  • خلوت دل
  • کرامات
  • پاسخ به شبهات عاشورا
  • خلاقیت های رزمندگان
  • اخبار
  • برکات تلاوت آیت الکرسی
  • نظر دانشمندان غیر مسلمان در باره قیام امام حسین(ع)
  • دانشنامه عاشورا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
اوقات شرعی

مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

کد صلوات شمار برای وبلاگ
Susa Web Tools
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس