مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

دعای عظم البلا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ویژگی یاران امام زمان(عجل الله فرجه الشریف)

معرفت عمیق به خدا و امام خویش

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

«در قلوب آنان (یاران مهدی عج)‌ شكّی به ذات خدا نیست».  (بحارالانوار، ج52، ص307، ح82)

چنان به خداوند معرفت دارند كه ذرّه‌ای تردید و شك در آنان راه ندارد.

در روایتی از امام سجاد علیه السلام در باره با صفات منتظران زمان غیبت نقل شده است:

«آنان كسانی هستند كه به امامت آن بزرگوار اعتقاد دارند» (كمال‌الدین، ج1، ب31، ح2)

این اعتقاد، برخاسته از عقل و درك است. حضرت، در ادامه می‌فرماید:

خداوند متعال، عقل و فهم و معرفتی به آنان داده است كه غیبت نزد آنان، به منزله مشاهده است

عکس از مرز خسروی

08 شهریور 1392 توسط گیلان غرب

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک احظه بود

حسین جان:

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 4 نظر

دیدن خدا

07 شهریور 1392 توسط گیلان غرب

توحيد

ديدن خدا
شيخ جليل طبرسى در كتاب ((احتجاج )) از ((احمد بن اسحاق )) از امام هادى عليه السلام نقل مى كند كه نامه اى به آن حضرت نوشتم و در مورد ديدن خداوند سؤ ال كردم و همچنين اختلاف ميان مردم را در اين باره ذكر كردم. آن حضرت در جواب نوشتند: ديدن خداوند متعال امكان ندارد؛ زيرا اگر نور بخواهد اتصال ميان بيننده و خداوند را برقرار سازد، لازمه اش تشبيه خداوند به ديگر موجودات است و خداوند برتر از شباهت داشتن به موجودات است . پس نتيجه مى گيريم كه خداوند را با چشم نمى توان ديد؛ زيرا سببها بايد به مسببهاى خود متصل باشند.

 1 نظر

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

05 شهریور 1392 توسط گیلان غرب

بشنو از نی چون حکایت می‌کند
از جداییها شکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پرده‌هااش پرده‌های ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون می‌کند
قصه‌های عشق مجنون می‌کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزه‌ای
چند گنجد قسمت یک روزه‌ای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از هم‌زبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای
زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بی‌پر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست
زانک زنگار از رخش ممتاز نیست

مولوی

 1 نظر

فقط کردها بخوانند!

28 مرداد 1392 توسط گیلان غرب

سه نگه ر سه نگه ر،سه نگه ر گریایه
سه نگه ر شه یده گان وه هووچ رمیایه
وه برنو جه نگ که ن شه یده گان له و لیو ته نگه
وه آرپی جی جه نگ که ن آمادی جه نگه
شه یده گان هاوار آویانه، آویان ضه روره
آویان که فتو جای سه ر چشمه ی کوره
مال شه یده گان گرتیه ره نگ شو
له لیو نیه تیی ناله ی کی خسرو
تیاره هاتیه وه رو اَوره وا
مینی شه یده گان کید وی واو دوده وه
له و ره گ که فتین شه یده گان کی بیو وه که سدان
کی ده س نید وه بان دیدیل مه سدان
ماشین شه یده گان گیر کرد له سه ن گه ر
پرشی خیون شه یده گان دیشتیل گرت له وه ر
خیون شه یده گان نیشتیه وه چیمه ن
له شونی سه وز که ید گولو یاسه مه ن
ها له ده رونم ارا شه یده گان آگر وه گران
مه بکوشنیده وی سیلاف واران
ماهی له ده ریا آو خوراکیه
دالگ شه یده گان خه م خوراکیه
مه ردم ایران له دل آخ کیشن
خه مینو خه م بار له عه زا نیشن
مه ردم شه هید نه مردیه،هه میشه زنده س
تا ابه د جور خوه ر، دایم تابه نده س
شیری له ته رکش باخوان گول
کارید کردیه تا گه ر ریشه ی دل
قوروان براگه م، له ش بی سه ردان
وه فدای جنازه گو، خیون ره نگ گران
شه هید عه زیزم لاله ی په ر په رم
داخدان سه خته له ناو کشوه رم
سی یو چوار ساله دل لیمان ناینه
له خاک ایران آره میاینه
قور شه یدان چه فته جور که مان
له تی خه فتیه شیرو پالوان
یی وژه هه رگز، له زیو ایران
نه یان وه ده س خیل نا که سان.


شاعر: فروزان صادقی با ویرایش زهرا محمودیان

 5 نظر

رابطه دختر و پسر

28 مرداد 1392 توسط گیلان غرب

روابط دختر و پسر مسأله ای است که امروزه در جامعه ما، در همه محله ها و شهرها و بالا شهر و پایین شهر و حتی گاهی بین خانواده های مذهبی و کمتر مذهبی و یا بیشتر مذهبی دیده می شود. همه مدلش هم موجود است. سؤال در این باره و اطلاع از علت ها و چند و چون آن هم یک سوال جدی است و در بیشتر موارد هم ناشی از استفهام حقیقی است، نه از سر لجاجت و دشمنی.
باید دید که این ارتباطات معلول چه علت هایی است؟ چرا در همه جا دیده می شود؟ و در نتیجه برای حل آن چه باید کرد؟ مسلما ریشه یابی این مسأله کمک مهمی به حل این پدیده و برخورد صحیح با آن می کند.
دل یا عقل
برای توضیح بیشتر ابتدا این سؤال را مطرح می کنیم که اصلا ارتباط بین دختر و پسر چه اشکالی دارد؟ آیا خوب است یا بد است؟ باید باشد یا نباید باشد؟
در پاسخ باید گفت که: اسلام یک دین ارزشی است و این گونه سؤالات را قبل از هر چیز، به عقل انسان ارجاع می دهد نه به دل. البته ازدواج پیوند دل ها و قلب هاست لذا در کارت های دعوت به عروسی هم می نویسند پیوند قلب ها و نمی نویسند پیوند سرها یا پیوند اندیشه ها. پس ازدواج پیوند صاحب دلان است نه پیوند صاحب سران. اولین جرقه ارتباط را دل های ما می زند.
به عنوان مثال اگر مادری شب که پدر به منزل می آید، از فرزندش و اذیت های او به پدر شکایت کند و پدر عصبانی شود و با شلاق به سراغ بچه بیاید، اولین کسی که مانع کتک خوردن کودک می شود، همان مادر است که از او شکایت کرده بود. علت این مسأله آن است که رابطه دل گاهی بر رابطه عقل مقدم است. اگر دل کسی را ببرند کاری از عقلش ساخته نیست. پس باید مواظب بود که دل را نبرند.
البته باید یادمان نرود که دل زیر مجموعه فکر است مولوی در آن شعر معروف می گوید:
از محبت تلخ ها شیرین شود از محبت مس ها زرین شود
از محبت دردها صافی شود از محبت دردها شافی شود
از محبت مرده زنده می کنند از محبت شاه بنده می کنند
همه این ها در مورد دل و محبت اوست ولی در ادامه اش می گوید:
این محبت نتیجه ی فکر و دانش است کی گزافه بر چنین تختی نشست
می گویند در زلزله ی بم به نخل های بم صدمه وارد نشد. چون نخل همان قدر که روی زمین شاخ و برگ دارد، به همان اندازه هم در زیر زمین ریشه دارد. دل انسان مثل شاخ و برگ های بیرونی است که با یک چشمک و یا با یک لبخند یا با یک فیلم به هر جا کشیده می شود. اما ریشه این دل زیر خاک است که همان فکر و عقل اوست. لذا انسان ها وقتی کلاسشان بالا می رود دیگر دلشان سنگین می شود و به هر محرکی پاسخ نمی دهند. حافظ می گوید:
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
یعنی این چیزهایی که دل شما را می برد، دل مرا نمی برد. چشم وابروها و پست و مقام ها و پول ها و ثروت ها و خانه و کاخ ها دیگردل مرا نمی برد.
پس اولین برزو و ظهور آدم مربوط به دل اوست. کسانی که دل را می برند هم بسیار حرفه ای هستند، انسان ها را می شناسند؛ بعضی را با دلبری و بعضی را با دل فریبی می برند. حال در سنین جوانی بیشترین چیزی که دل انسان را می برد، روابط با جنس مخالف است.
روابط دختر و پسر معلول چیست؟
حال سوال دیگر این است که علت این روابط چیست و برای این که نگاه صحیحی برای درمان آن داشته باشیم، چه باید بکنیم؟
مسلما درمان این مسأله و کشاندن آن در مسیر صحیح و درست نیازمند شناخت علت ها و اسباب این روابط است. علل و عوامل مختلف این روابط می تواند یکی یا چند مورد از مسائل زیر باشد:
اول: ما انسان ها موجودی ارتباطی هستیم. موجودی که معمولا دلمان می خواهد یک رابطه ای داشته باشیم و بسیار اندک اند کسانی که از جامعه بگریزند و دوست داشته باشند همیشه در تنهایی و خلوت به سر ببرند.
روانشناسان وقتی مراحل سن انسان ها را طبقه بندی می کنند، برای این ارتباط مراحلی می گویند. مثلا می گویند: انسان از 7 سالگی تا دوران نوجوانی تمایل به جنس موافق دارد و از نوجوانی و جوانی تمایل به جنس مخالف پیدا می کند. این ویژگی اوست که در این مرحله از سن به دنبال یک ارتباط است.
دوم: بخشی از آن به خاطر سرخوردگی های عاطفی است. کسی که در خانواده ارضای عاطفی نشود، برای جلب عواطف دیگران به انحراف کشیده می شود. مخصوصا اگر دختر باشد چون عاطفه شدیدتری دارد. باید بیشتر مد نظر قرار گیرد.
می دانیم که در اسلام در مورد ابراز عاطفه و محبت به دختر بیشتر از پسر تأکید شده است. در روایات هست اگر از سفر برگشتید و هدیه آوردید اول از خانم و دختر شروع کنید بعد به مردها و پسرها بدهید. در روایات آمده است که به دختر بیش از پسر محبت کنید، حتی اگر سن دختر بیش از پسر باشد.
بسیاری از افرادی که در کوچه و خیابان پوشش خوبی ندارند یا رفتار خوبی از آنها سر نمی زند، با هر کسی چت می کنند، به هر کسی پیامک می دهند و…پسر باشد یا دختر، مهم ترین علت آن به درون خانواده ها برمی گردد. چنین فردی چون در خانه عواطفش پاسخ داده نشده، دنبال یک مرجع دیگری می گردد که آن را در آنجا پیدا کند.
البته آن گونه که فردی به پدر یا مادرش ابراز علاقه می کند فرق می کند با آن گونه ای که به دوستش ابراز علاقه می کند. یا آنگونه که انسان به یک مقام سیاسی ابزاز علاقه می کند با نوع ابراز علاقه ای که به یک مقام معنوی می کند فرق دارد. یا آنگونه که انسان به استاد علمی اش ابراز علاقه می کند، با ابراز علاقه به پدرش فرق می کند. دقیقا مثل مزه شیرنی که در قند، عسل، خربزه، انگور، پرتقال، انار و بسیاری از چیزهای دیگر هست، ولی همه اینها با هم فرق می کنند. شیرینی یک گفتگوی عاشقانه با خداوند با شیرینی یک گفتگوی محبت آمیز با پدر و شیرینی یک گفتگوی عاشقانه با جنس مخالف همه با هم فرق می کنند.
این یک نوع نیاز خفته است که در یک سن خاص پیدا می شود. گاهی یک دختر به دنبال نوعی نیاز می گردد که در ارتباط با هیچ کس دیگر پیدا نمی کند.
سوم: بخش دیگری که علت احساس نیاز به این ارتباط است، همان نیاز غریزی و جنسی است. این هم یک دلیل بر این ارتباط است. که در سنین جوانی گریبان گیر انسان می شود و مهم ترین عاملی که می تواند آن را مهار کند، تقواست. اگر این احساس نیاز را به صورت افسار گسیخته رها کنند، بسیار خطرناک است.
چهارم: بخش دیگری از این ارتباط ها معلول محدودیت هایی است که در جامعه ما هست. اکنون در کشورهای اروپایی اگر یک خانم با هر سر و وضعی در خیابان راه برود، هیچ کس به او کاری ندارد، هیچ کس به او نگاه بد نمی کند، اصلا کاری به او ندارند. اما در فضای جامعه ما خانم ها گاهی مشکلاتی دارند، حتی گاهی بانوان محجبه اگر در وقت نامناسب یا در مسیر نامناسبی در خیابان باشند، نگران می شوند و گاهی هم با مشکل مواجه می شوند. هر چه محدودیت زیادتر باشد، حرص انسان هم زیادتر می شود. در روایت هم آمده است که «الانسان حریص علی ما منع: انسان به هرچه ممنوع شده حریص است.»
پنجم: یک علت دیگر هم لجاجت است. گاهی افرادی با این سیستم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مشکل دارند. و از سر لجاجت به این مسأله دامن می زنند، به خاطر بروز مخالفت و عناد خود چنین می کند. حتی عامل بسیاری از برخوردها و جریانات سیاسی این است. مثلا گاهی یک جوان مشکل شغل دارد یا مشکل دست نیافتن به هیجانات جنسی دارد، آن را نمی تواند فعلا به صورت علنی اعلام کند، در قالب اعتراض سیاسی آن را بروز می دهد.

* با استفاده از سخنان حجت الاسلام نقویان در جمع دانشجویان

منابع : اختصاصی پایگاه حوزه |

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 44
  • ...
  • 45
  • 46
  • 47
  • ...
  • 48
  • ...
  • 49
  • 50
  • 51
  • ...
  • 60
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • شناخت بهایت
  • فاطمیه
  • کتابشناسی
  • شهدا
  • رهبرم سیدعلی
  • مهدویت
  • وهابیت
  • پاورپوینتهای زیبا و جذادب
  • عشق بازی ...
  • فراخوان مسابقات
  • زن گوهر آفرینش
  • طب اسلامی
  • انتخابات ریاست جمهوری92
  • وضعیت سفید نیست.
  • صهیونیزم؛ دشمن نامرئی جهان
  • شکر منعم
  • جاهلستان
  • پاورپوینتهای آثار شهید مطهری
  • عرفان واقعی
  • داستانهای عارفانه در آثار علامه حسن زاده
  • امام موسی صدر
  • کوثر ایران
  • امام رئوف
  • تلنگر
  • خاطرات تبلیغ
  • حضرت امام خمینی(ره)
  • ذکر ایام
  • خلوت دل
  • کرامات
  • پاسخ به شبهات عاشورا
  • خلاقیت های رزمندگان
  • اخبار
  • برکات تلاوت آیت الکرسی
  • نظر دانشمندان غیر مسلمان در باره قیام امام حسین(ع)
  • دانشنامه عاشورا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
اوقات شرعی

مدرسه علمیه الزهراء گیلان غرب

کد صلوات شمار برای وبلاگ
Susa Web Tools
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس